تبليغاتX
جامعه، دین و شناخت

جامعه، دین و شناخت

دين، مسائل اجتماعي - رواني و معرفت‌شناختي

بومي‌كردن بلكه اسلامي‌كردنِ علوم انساني و به تعبير دقيق‌تر علوم اجتماعي به تحقق موارد زير محقق مي‌شود و در صور ذيل معنا دارد:


1-   بومي‌كردن (اسلامي‌كردن و بلكه اصلاح‌كردن) مباني و پيشفرض‌هاي فلسفي و انسان‌شناختي آن، كه به‌طور خاص در مورد برخي از نظريه‌هاي اجتماعي نياز به اين اصلاح وجود دارد. و سپس نظريه‌پردازي بر اساس پيشفرض‌هاي اصلاح‌شده.


2-      بررسي اينكه آيا نظريه‌هاي موجود قابليت تعميم در جامعه‌ي خودي را دارند يا نه.


3-   استفاده از نظريه‌ها و ايده‌هاي ديني به عنوان فرضيه‌هايي جديد در علم كه بايد به روش علمي ارزيابي شود. در غير اين صورت، يعني بدون ارزيابي ايده‌هاي ديني به روش علمي، آنچه داريم برداشت ديني است نه علم، پس علم را اسلامي نكرده‌ايم بلكه به جاي علم، دين و برداشت ديني خود را مطرح كرده‌ايم.


4-      در به‌كارگيري از منابع ديني و ايده‌هاي ديني به جاي علم چند نكته قابل توجه است:


الف) اگر مورد از مواردي است كه مي‌دانيم و يقين داريم كه عموميت دارد، براي همه‌ي جوامع و در همه‌ي زمان‌ها، و در دلالت و سندش ترديدي نداريم، در اين صورت براي مؤمنان به دين، به‌كارگيري آن حكم ديني به جاي علم، مشكلي ندارد.


ب) ولي اگر ايده‌ي ديني كه ارائه‌شده، به لحاظ دلالت يا سند محل ترديد است يا احتمال مي‌دهيم كه مربوط به زمان خاص يا جامعه‌ي خاصي بوده است، در اين صورت علم مي‌تواند با آزمون تجربي به ارزيابي برداشت ديني ما كمك كند.


+ نوشته شده در  شنبه 23 آبان1388ساعت 9:9  توسط مسعود سعیدی  | 

اولاً ويژگي خاص دوره‌ي نوجواني و جواني، عرف‌شكني و هويت‌جويي از طريق فرآيندهاي ماريجيناليزه شدن (حاشيه‌اي شدن نسبت به ايده‌ها و روش‌هايي كه تا كنون بي‌چون و چرا پذيرفته) و پرسوناليزه شدن (شخصيت‌يابي) است. او بايد بين هويتي كه ترجيح مي‌دهد و نقشي كه جامعه از او مي‌‌خواهد، تعادل ايجاد كند. اين روند بايد با هدايت و راهنمايي همراه باشد تا جوان بتواند در ميان اين هنجارها و انتظارات متفاوت جاي پاي محكمي را براي خود پيدا كند و هويتي را كه در جامعه‌ي مدرن بيشتر ناظر به آينده است، براي خود برگزيند. نوجوانان و جوانان در چنين دوره‌اي كه نياز بيشتر به كمك دارند، معمولاً تنها هستند زيرا بزرگسالان و جامعه كمتر ايشان را درك مي‌كنند. اگر جامعه‌اي كه چشم جوان را به‌روي تنوع و تكثر ايده‌ها و سبك‌ها باز كرده، در عين حال اولاً گستره‌ي انتخاب وي را در سبك زندگي ضيق ‌كند يا راه‌هاي دست‌يابي به موفقيت را دشوار نمايد (نه بگويد) و ثانياً الگوها و راه‌هاي زندگيِ ميسّر و موفق را نتواند به او معرفي نمايد (راه نشان ندهد)، در چنين وضعيتي گزينش يا رد عناصر محيط اجتماعي براي جوان مشكل مي‌شود، سردرگم مي‌ماند، دچار بحران هويت مي‌گردد و نااميدي را تجربه مي‌كند. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 6:27  توسط مسعود سعیدی  | 

انسان‌شناسي ديني

عالمان دين بر حسب آگاهي‌هاي برون‌ديني فرهنگ عصر خود، با پرسش‌هايي تازه مواجه مي‌شوند و با ذهني مملو از اين پرسش‌ها براي يافتن پاسخ به منابع ديني روي مي‌آورند و بر حسب پيش‌فرض‌هاي خود و به ميزان دانش‌هاي خود جواب مي‌گيرند. بر اين اساس دانشمندان ديني و مفسران قرآن مباحثي مرتبط با انسان از متون ديني استنباط كرده‌اند كه برخي از آن‌ها را به عنوان نمونه ذكر مي‌كنيم:

 

1-      اهميت انسان‌شناسي از ديدگاه قرآن:

(سنريهم آياتنا في‌الآفاق و في انفسهم حتي يتبين لهم انه الحق) (فصلت،54)- (و في‌الارض آيات للموقنين و في انفسكم) (ذاريات 21). آيات انفسي در كنار آيات آفاقي نشانه‌هايي بر حقانيت معرفي شده‌اند و ضمير انسان منبعي براي شناخت دانسته شده است.

(يا ايها‌الذين آمنوا عيكم انفسكم لا يضركم من ضلّ اذا اهتديتم) (مائده،105). علامه طباطبايي در ذيل اين آيه مطالبي در معرفت نفس دارند و (عليكم انفسكم) را حمل بر تأمل در نفس مي‌كنند و معتقدند كه اين آيه تفكر در نفس را راهي براي هدايت (اذا اهتديتم) مي‌داند. ايشان در ذيل همين آيه اين روايت را از كلمات قصار امير المؤمنين(ع) ذكر مي‌كنند: من عرف نفسه (فقد) عرف ربه.

 

2-      ارتباط انسان‌شناسي با نبوت از ديدگاه قرآن:

قرآن گزارش مي‌دهد كه يكي از مهم‌ترين دليل‌هاي منكران نبوت‌، شناختي بوده است كه نسبت به انسان داشته‌اند و او را لايق رسيدن به مقام نبوت نمي‌دانسته‌اند و انتظار داشته‌اند كه موجودات خاصي (مثلاً ملائكه) پيامبران الهي باشند: (ما هذا الا بشرٌ مثلكم ... و لو شاء الله لانزل ملائكة) (مؤمنون،24).

 

3-      انسان‌شناسي ديني مبناي اجتماعيات ديني و آخرت‌شناسي ديني:

دستوراتي كه دين در مسائل اجتماعي (حقوق، اقتصاد، سياست، ...) و مسائل اخلاقي عرضه كرده است و از يك لحاظ كل معارف قرآني و نيز حقائقي را كه در بحث معاد بيان كرده است، همة اين تعاليم ملائم و مناسب با بينشي است كه از انسان دارد. زيرا كيفيت معاد انسان متناسب با حقيقت اوست و به طور كلي هدايت انسان(كه هدف قرآن است) متناسب با خصوصيات اوست. قرآن انسان را با لياقت‌ها و استعدادهاي ويژه‌اي معرفي مي‌كند كه برنامه‌هاي اخلاقي يا اجتماعي دين براي به فضعيلت رساندن همان استعدادهاست. پس به طور كلي انسان‌شناسي ديني اساس معاد‌شناسي، اجتماعيات و اخلاقيات ديني است. 

 

4-      برخي از مباحث مهم انسان‌شناسي ديني:

عالمان دين مسائلي از اين دست را در قرآن خوانده‌اند: آفرينش انسان، انسان و شناخت (ارزش شناخت، اركان شناخت، محدوديت شناخت، ابزار شناخت، موضوعت شناخت، موانع شناخت،‌هدف شناخت)، هدف آفرينش، ابعاد وجودي انسان (بُعد معنوي و مغايرت آن با بعد مادي در آيات قرآن، جنبه‌ها و مؤافه‌هاي مختلف بُعد معنوي انسان)، نيازهاي انسان، كرامت و ارزش انسان (مقام خلاقيت)، انسان و اختيار و سرنوشت، عوامل رشد و موانع آن و عوامل انحطاط انسان، رابطة انسان با خود، خدا، ديگران و جهان، سنت‌هاي الهي در زندگي انسان، جامعه‌ي انساني، فطرت انسان و ...


ادامه دارد ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 مهر1388ساعت 13:24  توسط مسعود سعیدی  |